آشوب ( Chaos ) چیست؟
کلمه آشوب انسان را به یاد بی نظمی می اندازد. به یاد حالتی که هیچ چیز بر سر جای خود نباشد. اما آیا واقعا چنین است؟!!!
مطالعه در مورد این مبحث در حقیقت از مطالعات هواشناسی شروع شد. چندی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تاثیر موارد مختلف بر هوای جهان و منطقه داشتند. آنان به مدت دو سال مشغول مطالعه هوای یک منطقه خاص دارای آب و هوای نسبتا بی تغییر و کاملا معتدل بودند و تمامی تغییرات را ثبت می کردند. یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی هر روز راس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد. اما در پاییز سال دوم ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی عوض شد. یعنی نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانه بروز تغییرات شدید جوی بود، اما آن چه به چشم دیده می شد هیچ تغییری مشاهده نمی کرد. دانشمندان شروع به مطالعه در این مورد کردند تا دلیل این تغییر را دریابند اما متوجه هیچ چیز نشدند. پس از پاییز، همه چیز دوباره عادی شد. این امر آنان را بر آن داشت تا یک سال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند. در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند. در این سال نتیجه مشاهدات خود را پیدا کردند. در نزدیکی آن محل دریاچه ای بود که گروهی از پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا می رفتند. آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شد همین پرندگان بودند. پرواز دسته جمعی این پرندگان باعث می شد تا حرکت بال های آنان فشاری بر جو بیاورد و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقل می شد و نهایتا به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید. یکی از دانشمندان کنجکاو در پی آن شد که متوجه شود اگر این پرندگان آنجا نبودند چه می شد. وی با استفاده از یک برنامه کامپیوتری موقعیت منطقه را شبیه سازی کرد و برنامه را یکبار با حضور پرندگان و یکبار بدون حضور آنان اجرا کرد. هنگامی که پرندگان وجود داشتند کامپیوتر شرایط را دقیقا همان طور که در واقعیت بود نشان داد. اما بدون حضور پرندگان طوفانی بزرگ در منطقه شکل می گرفت که باعث تخریب تقریبا 12 هکتار از آن منطقه می شد. در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد که شرایط شکل گیری این طوفان پیش نیایند...
پس از مطالعات جدی تر و عمیق تر و شبیه سازی جو جهان آنان به نتیجه ای رسیدند که مهم ترین شعار نظریه آشوب نام گرفت : پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد.
فشاری که بال زدن آن پروانه بر اتمسفر می آورد شاید بسیار ناچیز باشد، اما فرایند تشدید باعث می شود که این فشار ناچیز و اندک به مرور و پس از طی مسافتی تبدیل به یک طوفان عظیم شود.
در جای دیگری، گروهی از دانشمندان علم ژنتیک مشغول مطالعه بر نقشه ژنتیکی قورباغه ها بودند. آنان سعی داشتند تا نقشه ژنتیکی این موجودات را تهیه کنند و از آن در راه پیشرفت دانش ژنتیک استفاده کنند. برای جلوگیری از زاد و ولد قورباغه ها و کنترل وضعیت آزمایشگاهی آنان تصمیم گرفتند که تنها از قورباغه های نر استفاده کنند. پس از حدود یک سال مطالعه ناگهان چیزی غریب اتفاق افتاد. روزی آنان متوجه شدند که پنج قورباغه به تعداد قورباغه ها افزوده شده است!!!
پس از مطالعه آنان متوجه شدند که برای جلوگیری از انقراض نسل، در قورباغه ها جهشی ژنتیکی اتفاق افتاده است و این گروه از قورباغه ها شش ماه از سال را نر و شش ماه را ماده اند. در فاصله تغییر جنسیت آنان در بدنشان تولید مثل می کنند. و این امر باعث ایجاد شعار مهم دوم نظریه آشوب گشت : زندگی برای بقا راه خود را خواهد یافت.
این نظریه در ابتدا تنها یک نظریه بود. ( hypothesis ) اما مطالعات بعدی آن را به یک تئوری تبدیل کرد. مطالعات بیشتر آن را به حد علم نیز رساندند. به طوری که امروزه از آشوب در معماری و عمران نیزاستفاده می شود. چرا که یکی از اصولی که این علم بیان می کند این است که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. به دلیل این که حیات راه خود را خواهد یافت. حتی اگر با دقت بسیار زیاد شرایط را کنترل کنیم، به این دلیل که خود ما نیز جزئی از مساله هستیم، دچار اشتباه خواهیم شد. مثال زیر را در نظر بگیرید:

اگر ما به دنبال این باشیم که در این شکل یک نظم و یک معادله پیدا کنیم شاید هیچ گاه نتوان به فرمولی رسید. اما از آنجا که باید برای توضیح انحرافات خطی در این شکل الگویی قابل توضیح وجود داشته باشد با استفاده از هندسه غیر اقلیدسی به چندین فرمول می رسیم که بخش اعظمی از این شکل را توضیح می دهد، اما برای بقیه این شکل توضیحی نداریم. بنا براین دست به ایجاد شاخه ای جدید در ریاضیات و هندسه می زنیم تا بتوانیم آن را توضیح دهیم. همین مساله به عدم قطعیت ختم می شود.یعنی ایجاد شرایط جدید باعث ایجاد علوم جدید می شود که گاهی تمام علوم قدیمی را زیر و رو می کند.
حالا بیایید تا همان شکل را بطور کامل ببینیم:

مشاهده می کنیم که تمامی بی نظمی موجود در آن شکل منجر به نظمی بزرگ شد. یعنی ایجاد یک خط راست. اما به دلیل این که ما درون شکل قرار داشتیم نتوانستیم به نظم کلی آن پی ببریم و به اشتباه کشیده شدیم. عین همین مساله را می توان در جهان جستجو کرد. دنیای اطراف ما پر از روابطی است که ما قادر به فهم آنان نیستیم و برای توضیح و توجیه آنان دست به ایجاد علوم مختلف می کنیم. علومی که هیچ کدام قطعیت ندارند و به گفته علم آشوب قابل پیش بینی نیستند.
ويژگي تئوري آشوب و ارتباط با مديريت
نظريه آشوب داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه بازتاب بسيار مهمي نيز درمديريت ايجادكرده است به طوريكه اين ويژگيها ضررهاي جدي برپيكره پارادايم سنتي مديريت وارد آورده ومي روند تا اساس پارادايم تازه اي را درمديريت وساير علوم مرتبط شكل دهند.اين ويژگيها عبارتند از :
1 - اثر پروانه اي ( Butterfly Effect ) :
لورنس درتحقيقات خود به شگفتي به اين نتيجه رسيد كه يك تغيير جزئي درشرايط اوليه معادلات پيش بيني كننده جوي ؛ منجر به تغييرات بسيار شديددرنتايج حاصل ازآنها مي گردد.بعبارت ديگر اثر پرونه اي اين تئوري به گونه اي است كه يك تغيير جزئي در ابتدا منجر به يك تغيير بسيار بزرگ درپايان كار خواهدشد بدين مفهوم كه مثلا ؛ اگر پروانه اي در " پكن " پر بزند ممكن است بر اثر اين پرزدن ابري حركت كرده ودر " نيويورك " طوفاني ايجاد شود.
درگذشته سيستمهائي كه اثر پروانه اي ازخود نشان مي دادند به عنوان سيستمهاي بررسي ناپذير ازحيطه مطالعات علمي كنار نهاده مي شد وبه اين جهت روش تحليلي خاصي براي مطالعه آنها به وجود نيامده بود اما امروزه اين سيستمها محل توجه دانشمندان است وكوشش مي شود تا مسائلي كه قبلا تصادفي ؛ ناموزون وبي نظم تلقي مي شدند با تئوري آشوب مطالعه وراه حل يابي شوند.
2 – سازگاري پويا ( Dynamic Adaptation ) :
سيستمهاي بي نظم در ارتباط با محيطشان مانند موجودات زنده عمل مي كنند ونوعي تطابق و سازگاري پويا بين خود ومحيط پيرامونشان ايجاد مي كنند.
3 - جاذبه هاي غريب ( Strange Attractors ) :
جاذبه ها انواع مختلف دارند مانند جاذبه نقطه ثابت ؛ جاذبه دور محدود ؛ جاذبه گوي مانند وجاذبه غريب يا بي نظم .جاذبه هاي غريب برخلاف جاذبه هابي قبلي كه نوعي نظم وقابليت پيش بيني داشتند ؛ بي نظم هستند وبه همين خاطر برخي آنها را جاذبه هاي بي نظم نيز ناميده اند . البته بايد توجه اشت كه صفت غريب اشاره به الگوي هندسي جاذبه ها دارد درحاليكه بي نظمي ديناميك جاذبه ها رامد نظر دارد واين دو باهم متفاوتند واز سوئي ديگر بايد توجه داشت كه جاذبه هاي بي نظم غريب هستند اما همه جاذبه هاي غريب بي نظم نيستند .از اين رو اصطلاح جاذبه هاي غريب براي اين ويژگي صحيح تر مي باشد.
جاذبه هاي غريب بدون الگو نيستند واز الگوي خاصي پيروي مي كنند وارزش آنها هم درهمين الگو داشتن است اين جاذبه ها داراي ويژگيهاي هندسي پيچيده اي هستند وداراي ابعاد غير صحيح مي باشند ومسير آنها به هم پيچيده ؛ چند جهته وگسترده است . در جاذبه هاي غريب هيچ مسيري تكرار نمي شود وهر مسير براي خود مسيري جديد است .
جاذبه هاي غريب از تصاوير هندسي برگرفته كه قوم " اينكا " درصحراي پرو حك كرده اند كه اگر از نزديك به آنها نگاه كنيم نه نظمي را نشان مي دهند ونه تصوير معني داررا به ذهن متبادر مي سازند.اما اگر ازآسمان واز راه دور به آن بنگريم تصاوير درختان ؛حيوانات وپرندگان را مي بينيم . جاذبه هاي غريب درهمه جا وجود دارند . همه آنچه را كه ما درنظر اول بي نظم وآشوبناك مي بينيم در دراز مدت وبا تكرار؛ الگوي منظمي ازخود نشان مي دهند .
4 – خود مانائي ( Self – similarity ) :
در تئوري آشوب ؛ نوعي شباهت بين اجزاء وكل قابل تشخيص است . بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند ومشابه كل مي باشند . خاصيت خودمانائي در رفتار اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند ؛ همه افراد به يكسو ويك جهت وهدف واحدي نظر دارند.
تصميم گيري در شرايط آشوب
در متون مديريت ، مدلهاي مختلفي براي تصميم گيري طراحي شده است كه تصميم گيري در شرايط مشخص ومعين ومحيط هاي باثبات را مد نظر داشته اند . در نظريه آشوب ، بي نظمي برهمه عرصه هاي علمي سايه افكنده است كه مدلهاي تصميم گيري در اين نظريه نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
در نگرش سنتي مديريت ، تصميم گيري فرآيندي است قابل پيش بيني وعدم موفقيت در تصميم گيري يا ناشي ازفقدان اطلاعات ويا ناشي از محدوديت فنون پيش بيني وتلاش است . درصورتي كه نظريه آشفتگي وآشوب ، تصميم گيري را غير قابل پيش بيني وتلاش براي پيش بيني آينده را كار بيهوده فرض مي كند .يا حداقل پيش بيني قطعي ويقيني آن دشوار وسخت است .
از نظر تئوري آشوب ، اطلاعات صحيح وكامل دست يافتني نيستند ورويدادها كراراّ ناپيوسته اندوبا آنچه درگذشته اتفاق افتاده رابطه اي ندارند.
يكي از مدلهايي كه درپاسخ به شرايط كنوني مطرح شده مدلي است كه آنرا اصطلاحاّ " ظرف زباله Garbage can" نام نهاده اند كه شايد اشاره اي به بي نظمي و درهم وبرهم بودن شرايط تصميم گيري باشد . برخي ازعلما اين مدل را براي سازمانهاي امروزي مناسب ديده اند كه بي نظمي هاي سازمان يافته اند.
اين مدل را ابتدا سه نفر به نامهاي كوهن ، مارچ و السن طراحي كرده اند.آنان با استفاده از اين مدل مي خواستند تصميم گيري در شرايط بسيار مبهم وبي نظم راتوصيف كنند . اين مدل در واقع پيش فرضهاي مدلهاي عقلائي وسياسي را زير سئوال برده و عدم حساسيت آنها به شرايط مبهم وبي نظم را دليل بي اعتباري آنها دانسته اند.
سازمان به مثابه حوزه تصميم گيري داراي محيط بيروني ونظامهاي بزرگتري است كه آن را احاطه كرده اند و سرشار از ابهام وعدم وضوح هستند . اين ابهامات معمولاّ به سه صورت بروز مي كنند .
اولين ابهام ؛
درتعيين صريح وروشن اولويتهاست .اولويتهاي تصميم گيرندگان غالباّروشن ومشخص نيستند وداراي ابهامهاي فراوان هستند.
دومين ابهام ؛
در روابط علت ومعلولي است .تصميم گيرندگان ومديران آگاهي وشناخت خود را در اين زمينه از طريق آزمون وخطا به دستمي آورند وهيچگاه با اطمينان نمي توانندعلت اصلي را مشخص كنند.
سومين ابهام ؛
ناشي از شرايط وتوانائي ونحوه مشاركت اعضاي دخيل درفرآيند تصميم گيري است . پيش بيني اين امر كه چه كساني واقعاّ در تصميم گيري مشاركت دارند ، بسيار دشوار است. مدل آشفته تصميم گيري مي تواند پاسخ مناسبي به اين معضل وشرايط مرتبط با آن باشد. مدل تصميم گيري آشفته از تلاقي اتفاقي چهار جريان حاصل مي شود. اين جريانها عبارتنداز :
1 - فرصت هاي انتخاب وموقعيتهائي كه تصميمي را ايجاد مي كند .
2 - پاسخها يئ كه به حل مسائل ومشكلات نظردارند.
3 - اعضا وافراد تصميم گيرنده كه با برنامه هاي زماني متراكم وآگاهي محدود خود نسبت به مسائل اظهار نظر وتصميم گيري مي كنند.
4 - مسائل ومشكلات وعلائق وگرايش هاي افراد درون وبيرون سازمان كه به نحوي با تصميم نتايج حاصل از آن مرتبط مي باشند.
بنابراين تصميم گيري فرآيندي آشفته وبي نظم مي شود كه در آن با انتخابهايي مواجه هستيم كه هدفشان حل مشكلات ايجاد شده است ، صاحبان مشكل هم در اين ميان در پي راه حلهايي آرامش بخش وتسكين دهنده هستند وسرانجام تصميم گيرندگاني كه نه دقيق وعقلائي بلكه با موقعيت خاصي كه در آن قرار گرفته اند، مي خواهند در محدوده هاي زماني كوتاه تصميماتي اتخاذ كنند.
تإثيرات عمده نظريه آشوب بر تصميم گيري :
1 - در دنياي متلاطم وآشوب زده امروزي بايد به جاي تمركز برتصميم گيري بلند مدت ، تصميم گيري كوتاه مدت وانعطاف پذير را مد نظر داد.
2 - برنامه ريزي اقتضائي وانعطاف پذير به عنوان بخشي از فرآيند تصميم گيري هر سازمان اهميت زيادي به خود بگيرد.
3 - بايد به رويكردهاي ابتكاري نسبت به تصميم گيري عقلائي ارزش واهميت بيشتري داده شود.
4 - ايجاد ساختار ها ونظامهاي موقتي از اهميت بيشتري برخوردارشوند.
5 - اصلاح فرهنگ هاي سازمانها براي جذب ارزشها ومعيارهاي جديد ومتناسب با جهان پر آشوب بايد مد نظر قرار گيرد.
6 - بايد درون آشوب وبي نظمي دنبال نظم بود .
بازتاب جلوه هاي نظريه آشوب در مديريت
همانطور كه اشاره شد نظريه آشوب يا تئوري پيچيدگي داراي ويژگيهاي مربوط به خود مي باشد كه تاكنون در ساير نظريات مطرح نبوده است . درباره هريك از اين ويژگيها دربحث پيشين توضيح كافي داده شد اينك تآثير هريك از اين ويژگيها درمديريت به اختصار توضيح داده مي شود.
1 - خاصيت پروانه اي وتاثير آن درمديريت :
براساس اين ويژگي يك تغيير كوچك درشرايط اوليه كار مي تواند تغييرات بنيادي واساسي درنتيجه كار ايجادكند.اثر پروانه اي ، توجيهي عقلائي وكامل از رفتارها وتصميمهاي مديران كار آفرين وخلاق وموفق به دست مي دهد كه با يك حركت مناسب وكم انرژي توانسته اند موجبات تحول ودگرگوني هاي عظيم وتوفيق هاي شگرفي را براي سازمان فراهم آورند. يك انديشه خلاق همچون بال زدن يك پروانه مي تواند درمسير ي آنچنان كارساز وانرژي آفرين باشد كه طوفان وتحول برپاكند واز يك اندك بسيار بسازد .در مورد اثر پروانه اي مي توان به مثال مشاركت مردم در فعاليت ها اشاره كرد . سازماني كه قادر باشد از يك نقطه كليدي يعني تمايل ومشاركت مردم استفاده كند وآنان را به مشاركت در فعاليتهاي خود فراخواند ، قادر خواهد شد تا حركات عظيمي را با اين اهرم تحقق بخشد. در شعري عاميانه مي خوانيم كه چطور يك ميخ ساده حكومتي را از پاي درآورد وسرنگون كرد :
به خاطر نبودن ميخ ، نعل ازميان رفت
وبه خاطر نبودن نعل ، اسب از پاي درآمد
وبه خاطر مرگ اسب ، سوار ازميان رفت
وبه خاطر ازميان رفتن سوار ، جنگ مغلوبه شد
ودر اين جنگ مغلوبه ، حكومت از ميان رفت .
در مديريت نيز همچون زندگي، اين امر محرز است كه يك سلسله از اتفاق ها مي تواند نقطه اي از بحران را به بار آورد كه تغييراتي كوچك را بزرگ نمايد.در نظريه آشوب يا بي نظمي اعتقاد بر اين است كه در تمامي پديده ها نقاطي وجود دارند كه تغييري اندك در آن موجب تغييراتي عظيم خواهد شد.
با اين توصيف تعاريف كار آيي، بهره وري و اثر بخشي نيز از ديد اثر پروانه اي دگرگون خواهند شد زيرا اگر كارآيي را نسبت ستاده ها به نهاده ها تعريف كنيم نهاده هاي بسيار جزئي قادرند تا ستاده هاي بسيار بزرگ يه وجود آورند. در كار آيي، نسبتها ديگر مانند شيوه هاي سنتي عمل نمي كنند بلكه بايد به دنبال روابط جديد و نتايج دلخواه از طريق نهاده هاي مناسب بود، نهاده هايي اندك كه ستاده هايي بزرگ ايجاد مي كنند.
بر اساس خاصيت پروانه اي مديران بهره ور مديراني هستند كه اين نهاده ها را مي شناسند و همچون ذره اي كه از آن انرژي بسيار حاصل مي شود آنرا به موقع و بجا مورد استفاده قرار مي دهند. با اين خصوصيات ديگر دوران مديريتهاي بودجه طلب كه بودجه اي متناسب عمليات طلب مي كردند تا بتوانند فعاليت ها را پيش ببرند به سر آمده است، امروزه مديريتي در عرصه ي رقابت ها موفق اند كه رمز از اندك به بسيار رسيدن را يافته باشند.
2- خاصيت سازگاري پويا و تاثير آن در مديريت
سازگاري با محيط هاي آشوبناك نياز به سازمان هاي منعطف و تخصص هاي انعطاف پذير دارد و اين اصل اساسي در تقدير سازمان هاي امروزي است. در سازماندهي سازمان هاي امروز در محيط آشوبناك و با نگرش تئوري بي نظمي، بايد ارتباط اجزاء با هم بگونه اي باشد كه اولا هر جزئي بتواند ضمن انجام وظايف خود بطور مستقل با اجزاي ديگر ارتباطي هم افزا و پوينده داشته باشد. هر جزء بايد از جهت آرمانها و رسالتها داراي يك نگرش مشابه با ساير اجزاء باشد اما از جهت رفتار عملياتي اين اجزا در مجموعه هاي متشكل به هدف هاي متفاوتي جامه ي عمل مي پوشانند و با يكديگر متفاوت مي شوند.
3- خاصيت خودمانايي و تاثير آن در مديريت
در تئوري آشوب نوعي شباهت بين اجزا و كل وجود دارد بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند و مشابه كل مي باشد اين ويژگي خاصيت خود مانايي گفته مي شود. خاصيت خودمانايي يا همشكل بودن جزء با كل كه در برگ درختان و يا يك دانه ي برف ديده مي شود در خاصيت هولوگرافيك نيز قابل تشخيص است.هولوگرافيك يكي از شاهكارهاي ليزري است كه اطلاعات را بصورت اشعه هاي نوري و صفحه اي بنام هولوگرام بگونه اي ضبط مي كند كه كل در همه ي اجزاء منعكس مي باشد.بدين ترتيب اگر صفحه ي هولوگرام بشكند در هر تكه همه ي خواص كل وجود دارد. همچون آينه اي كه در هر قطعه ي آن خاصيت بازتابي آينه موجود است.
از خاصيت خودمانايي يا هولوگرافيك مي توان در سازماندهي جديد سازمانها بهره ي بسيار برد، سازمانهايي طراحي نمود كه هر واحد آن بطور خودكفا قادر به انجام وظايف سازماني مي باشد.
خاصيت خودمانايي در رفتارهاي اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند همه ي افراد به يك سو و يك جهت و هدف واحد نظر دارند. آنچه در مديريت كلاسيك وحدت جهت ناميده مي شد در خاصيت خودمانايي نيز جلوه مي كند.
4- خاصيت جاذبه هاي غريب و تاثير آن در مديريت
جاذبه هاي غريب، يافتن نظم در بي نظمي را به مديران ياد آور مي شود. تغييرات شديد، رفتارهاي نا منظم، دگرگوني هاي غير قابل پيش بيني،حركاتهاي بحراني،همه و همه سرانجام به الگويي ختم مي شوند كه يافتن آن هنر مديريت است، تا بدان وسيله نوعي پيش بيني پذيري ميسر گردد.
جاذبه هاي غريب به مديرا ن امكان مي دهد تا به الگوهايي دست يابند كه بي نظمي ها را نظم مي بخشد و آشوبها را در قالبي منظم تبيين مي كند. داشتن نگرش سيستمي،افق هاي بلند را مد نظر داشتن و به محدوده هاي ويسع انديشيدن، به مديران ياري مي دهد تا الگوهايي را در پديده هاي به ظاهر نا منظم پيدا كنند كه خبر از بي نظمي غايي مي دهد. مديريت آينده نيازمند يافتن جاذبه هاي غريبي است كه اين نظم غايي را آشكار سازد. بدون آگاهي از اين نظم به هيچگونه تبيين و پيش بيني درستي از وقايع پيچيده ي امروز نمي توان دست يافت.
خلاصه آنكه آشوبناك بودن رفتارها و حركات پديده هاي مختلف اعم از فيزيكي در انسان يا سازمان ، همه خبر از نظمي غايي مي دهند. آشوبناك بودن، تصادفي بودن نيست بلكه نظمي در درون بي نظمي و قاعده اي در درون بي قاعده گي ها است.
تئوري آشوب و آموزش وپرورش
آموزش وپرورش ارتباط تنگاتنگي با آشفتگي دارد . شرايط اوليه وهمچنين تمام شرايطي كه بعداّ بوجود مي آيد از نظر ميزان دقت ويكسان بودن ، براي هر دانش آموز يا كلاس درس شناخته شده نيستند.
آشفتگي در آموزش وپرورش به دو صورت ممكن است مورد توجه قرار گيرد . نخست اينكه درهر كلاس درس عدم قطعيت وجريانات غير قابل پيش بيني حاكم است با وجود استفاده از بهترين وپيشرفته ترين تكنيك هاي تدريس ومديريت كلاس ، هر كلاسي درمعرض بي شمارترين رويدادهاي ممكن قرار دارد. دوم اينكه بسيار مشكل است كه ارتباط بين آموزش ويادگيري را بفهميم .چگونه يك معلم مي تواند بفهمد كه چه چيزي آموخته شده است . يا اينكه بهترين مطلب براي يادگيري دانش آموزان در كوتاه مدت وبلند مدت چيست ؟ دانش آموزان درطول زندگيشان ودر دنياي مدرسه هركدام درمعرض آشفتگي هاي گوناگوني قرار دارند ، كه روي نتيجه وهدف آموزش مي تواند تاثير گذار باشد .معلمان ومربيان هميشه با شرايط عدم اطمينان سر وكار دارند اينكه چگونه وچطور آموزش دهند.
يكي از ويژگيهاي نظريه آشوب وآشفتگي ، طبيعي بودن آن است وآن يك عنصر كليدي است .گرچه آشفتگي ممكن است سب عدم اطمينان شود اما فرصت هايي رابراي تغيير واميد به آينده خلق مي كند .معلمان لازم است كه براي آشفتگي آمادگي پيداكنند وغير قابل پيش يني بودن وعدم قطعيت را به عنوان يك شرط طبيعي بپذيرند.معلمان نمي توانند روي تمام دنبا تاثير بگذارند يا آنرا كنترل كنند .اما آنها مي توانند روي تكه هاي كوچك دنيا تاثيراتي بگذارند.

